المحقق السبزواري
516
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
نشنود ، و ابواب خوف و رجا بر خلق مسدود نگرداند ، و در دفع تعدّى متعدّيان و بغى باغيان بكوشد و در امن راهها و حفظ سرحدّها و اكرام اهل بأس و شجاعان و دليران تقصير جايز ندارد ، و در مراعات جانب ايشان به اقصى الغاية بكوشد ، و مخالطت و مجالست با اهل فضل و عقل و رأى كند و به صحبت ايشان مايل باشد و از نصايح و مواعظ و حكم علما و حكما منقبض نشود و ملول نگردد ، و اوقات خود را مستغرق شهوات و لذّات جسمانى ندارد و به لذّاتى كه خاصّ به نفس او تعلّق دارد التفات ننمايد و طلب كرامات و تغلّبات بىاستحقاق ننمايد . و بايد كه فكر از تدبير امور مملكت يك لحظه معطّل نگرداند ، چه قوّت فكر پادشاه در حراست ملك و دفع آفات خصوم بليغتر از قوّت لشكرهاى عظيم باشد ، و جهل به مبادى كارها موجب وخامت عاقبت كار گردد و اگر خود را به تمتّع و التذاذات مشغول دارد و اغفال و اهمال امور ملك كند ، خلل و سستى به امور بلد راه يابد و اوضاع اختلال پذيرد و شهوات بر طبايع غالب شود و اهل آن قرن از اقتناى « 1 » خيرات معطّل گردند ؛ و اين جمله از تبعه و و بال سوءتدبير يك نفس باشد . و بايد كه پادشاه انديشه نكند كه چون زمام حلّ و عقد و قبض و بسط عالم در تصرّف من آمده است ، بايد كه در ساعات فراغت و راحت من بيفزايد كه نزد حكيمان و عاقلان اين از تباهترين اسباب فساد رأى ملوك باشد ؛ بلكه طريق عقل آن بود كه از ساعات لهو و راحت ، بلكه از ساعات امور ضرورى ، مانند طعام خوردن و خواب كردن و با اهل و اولاد خود معاشرت كردن ، بر ساعات عمل و تعب و فكر و تدبير افزايد . حكيمى نصيحت پادشاهى مىكرد . گفت : « خواب غفلت مكن تا ضايعان مملكت تو برنخيزند و شكايت تو به درگاه حقّ نبرند ؛ و خواب چندان مكن كه عمر تباه كنى كه دولت و عمر چون آفتابند كه هر بامداد بر ديوارى و شبانگاه بر ديوارى ديگر باشند . و چنان كن كه تو دنيا را بخورى ، نه دنيا تو را . » و از وظايف امور ملك آن است كه اسرار خود پوشيده دارد تا بر اجالت « 2 » رأى و فكر قادر باشد و از آفت مناقضت محفوظ . و اگر دشمن از رأى و ارادهء او خبر يابد ، به تحرّز « 3 » و
--> ( 1 ) . گردآوردن ، اندوختن . ( 2 ) . جولان دادن ، گردانيدن . ( 3 ) . خوددارى .